به گزارش شهرآرانیوز؛ یک سؤال؛ یادتان هست سال گذشته یک کیلو برنج خارجی یا مثلا یک کیلو لوبیاقرمز را در اوج گرانی چند میخریدید؟ یا گوشت و مرغ و تخم مرغ در زمانی که همه به تورم انتقاد داشتیم؟ همین آذر سال گذشته یک کیلو برنج خارجی را میتوانستید تا ۷۰ هزار تومان بخرید یا مثلا یک کیلو لوبیا قرمز را ۱۳۰ هزار تومان. مرغ را ۹۴ هزارتومان و تخم مرغ را ۷۷ هزار تومان.
خلاصه بگوییم تورم نقطه به نقطه کالاهای خوراکی و آشامیدنی برای ساکنان خراسان رضوی بنا به اعلام مرکز آمار در آذرماه به ۷۸ درصد رسیده است. ما در بین استانهای کشور، سومین استانی هستیم که بیشترین تورم را در این دسته کالایی تجربه کردیم؛ یعنی برای یک سبد کالای مشخص بنابر دادههای مرکز آمار باید ۷۸ درصد بیشتر نسبت به آذر ۱۴۰۳ پول پرداخت کنیم. بگذریم.
به این بخش از گزارش، قبلا پرداخته شده است. حالا در گزارش جدید مرکز آمار، وضعیت تورم ۵۳ قلم از کالاهای خوراکی بررسی شده است. از این تعداد کالا، ۴۲ قلم تورم بالاتری نسبت به نرخ تورم نقطه به نقطه مناطق شهری کشور داشتند. تورم برخی کالاهای خوراکی در آذر از ۱۰۰ درصد عبور کرد و بسیاری از کالاها نیز به این عدد نزدیک شد.
بگذارید پیش از یادآوری قیمتهای سال قبل و بلایی که در یک سال بر سر سفره مردم آمده است، به پنج سال قبل بازگردیم؛ آن وقت نرخها از باورپذیری فاصله زیادی میگیرد. بگذارید چند مثال بزنیم. در سال ۱۳۹۹ میتوانستید یک کیلو مرغ را ۲۴ هزار تومان، یک کیلو گوشت گوسفندی را ۱۳۵ هزار تومان، یک روغن مایع ۹۰۰ گرمی را ۱۵ هزار تومان و یک کیلوگرم عدس را ۳۷ هزارتومان بخرید.
شاید عدهای این رشد را به حذف ارز ۴۲۰۰ در بهار ۱۴۰۱ مربوط بدانند. بله، این موضوع بی تأثیر نبود؛ اما روند رشد قیمتها در این سالها و کوچک شدن سفره مردم، فقط یک دلیل ندارد. در نیمه دوم سال ۱۴۰۱، یعنی فقط سه سال قبل، هر کیلو گرم برنج خارجی حدود ۴۰ هزار تومان، یک کیلو گوشت گوسفندی ۱۸۶ هزارتومان، یک روغن مایع ۹۰۰ گرمی ۷۰ هزار تومان و یک کیلوگرم عدس، ۶۱ هزار تومان بود. این اعداد نمونهای از خروار بودند و داستان تورم در همه این سالها ادامه یافت و سفره مردم کوچکتر شد.
حالا به سال ۱۴۰۳ بازمی گردیم. سبد خرید را برمی داریم و بیست قلم کالای اساسی را انتخاب میکنیم. ما در اینجا متوسط قیمت اقلام خوراکی در مناطق شهری را براساس گزارش یک سال گذشته مرکز آمار برای شما ردیف کردهایم. حالا تصور کنید آذر سال ۱۴۰۳ است و شما برای خرید بیست قلم کالای خوراکی به فروشگاه رفتهاید.
براساس این فهرست، هزینه شما به طورمیانگین برای خرید یک کیلوگرم برنج خارجی ۷۰ هزار تومان، یک بسته ماکارونی ۵۰۰ گرمی ۲۱ هزار تومان، یک کیلو گوشت گوسفندی ۶۸۰ هزار تومان، یک کیلو مرغ ۹۴ هزار تومان، یک پاکت شیر یک لیتری ۳۹ هزار تومان، یک ماست یک کیلویی ۵۵ هزار تومان، یک قالب پنیر ایرانی پاستوریزه ۵۰۰ گرمی ۷۳ هزار تومان، یک کیلوگرم تخم مرغ ۷۷ هزار تومان، روغن مایع ۹۰۰ گرمی ۶۳ هزار تومان، یک کیلوگرم سیب زرد ۵۲ هزار تومان، یک کیلوگرم گوجه فرنگی ۴۰ هزار تومان، یک کیلوگرم سیب زمینی ۲۷ هزار تومان، یک کیلوگرم پیاز ۳۰ هزارتومان، یک کیلوگرم لوبیاقرمز ۱۳۰ هزار تومان، یک کیلوگرم عدس ۱۱۶ هزار تومان، یک کیلوگرم لپه ۱۱۷ هزار تومان، یک بسته چای خارجی ۵۰۰ گرمی ۳۰۵ هزار تومان، یک کیلوگرم قند ۶۵ هزار تومان، یک کیلوگرم شکر ۵۱ هزار تومان و برای خرید یک کیلوگرم رب گوجه فرنگی ۷۸ هزار تومان میشد.
حالا اگر به جمع فاکتور نگاهی بیندازید، خرید این بیست قلم کالا در آذر سال گذشته، ۲ میلیون و ۲۲۳ هزار تومان خرج روی دست شما میگذاشت. حالا همین سبد با قیمتهای سال جاری حدود ۹۷ درصد افزایش نرخ یافته و به ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است.
نتیجه این اعداد و مقایسهها نشان میدهد تورم دیگر یک شاخص اقتصادی یا اختلاف در تحلیلهای کارشناسی نیست، بلکه به صورت عینی و روزمره بر سفره خانوارها سایه انداخته و قدرت خرید را به شدت فرسوده است.
هرچند این روزها موضوعاتی مانند حذف یا اصلاح ارز ترجیحی به عنوان یک ضرورت در مسیر اصلاح ساختارهای ناکارآمد اقتصادی مطرح میشود و نمیتوان از ایرادها و هزینههای پنهان آن چشم پوشید، اما واقعیت این است که جامعه امروز در موقعیتی قرار دارد که توان تحمل موج تازهای از افزایش قیمتها را ندارد. فشار ممتد تورم، به ویژه در کالاهای خوراکی و ضروری، سطح تاب آوری معیشتی خانوارها را به حداقل رسانده و هر تصمیم سیاستی بدون پشتوانه حمایتی مؤثر میتواند به تضعیف بیشتر امنیت غذایی و تشدید شکاف رفاهی منجر شود.
در چنین شرایطی، اصلاحات اقتصادی اگرچه اجتناب ناپذیر است، اما بدون زمان بندی دقیق، جبران قدرت خرید و توجه به معیشت دهکهای متوسط و پایین، نه تنها به بهبود شرایط منجر نخواهد شد، بلکه میتواند فشار تورمی را از سطح اعداد و گزارشها به متن زندگی روزمره مردم منتقل کند؛ جایی که دیگر مجالی برای آزمون و خطا باقی نمانده است.
